هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

29

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

اول فوريه - در جائى كه توقف كرده بوديم تا ساعت 10 بانتظار رسيدن بزنجا مانديم . يادداشتى براى رحمت خان گذاشتيم حاكى از اينكه همراهانش با باروبنه حركت كنند و از آنها مراقبت نمايند ولى خودش در پى ما حركت نمايد . راه ما از بستر رود پورعلى مستقيما به طرف مشرق خارج شد . از اينجا راه در داخل مجراى آب باريكى مىگذشت كه در اين مسير به سمت شمال تا 15 ميل پيشرفته و آنگاه توقف نموده صبحانه خورديم : در اين مسير منابع فراوان آب وجود داشت كه از سنگها خارج شده و جويهاى صافى را مىساختند . اين محل را كوهين وات ( Kohen - Wat ) يا راه - كوهستانى مىناميدند و از مدخل آن ، سرزمين ناحيه جهلوان Jahlwan شروع مىشود ، يا بهتر وارد جنوبىترين ناحيه سرزمين بلوچستان شده بوديم . تنگه و معبر كوهستان بقدرى تنگ بود كه فقط دو شتر آن هم بدون بار مىتوانستند پهلوبپهلو از آن عبور كنند و در جائى راه از اين باريك‌تر هم بود ، بقدرى باريك كه مجبور شديم پياده شده شتران را يك‌بيك عبور دهيم . كوهستان از هرطرف چند صد فوت ارتفاع دارد و ديوارهاى معبر سايه‌وار راه را دربرگرفته مانع از روشنائى كافى و پرتو نور آفتاب بودند . در بعد از ظهر 14 ميل پيشتر رانديم و در كنار آتش عظيمى كه از هيزم درختان فراهم كرده بوديم خوابيديم . اين چوبها را در واقع سيل آورده بود و در گوشه و كنار ، فراوان پراكنده بودند . شب بغايت سرد و براى اولين‌بار از زمانى كه وارد دسوغنى شده بوديم احساس سرما كرده ارزومند لباس و رختخواب گرم شديم . دوم فوريه - در ساعت 8 صبح كاناجى Kanaji ، محلى را كه در آن توقف كرده بوديم ترك كرديم و پس از طى 14 ميل به كف معبرى رسيديم كه به آن باران لوخ Baran Lukh يا معبر باران مىگفتند . از اين معبر با پاى پياده عبور كرده ، 5 / 1 ساعت طول كشيد تا در راه سربالائى ببلندترين قسمت تنگه رسيديم ، در اين قسمت راه در طول تقريبى يكصد يا رد « 1 » خيلى باريك و تنگ ، چنين به نظر مىآمد كه آن را در ميان سنگهاى سخت كنده و حفر كرده‌اند . از اين نقطه مرتفع دنيائى بديع و زيبا در زير پا

--> ( 1 ) - يا رد معادل سه فوت